الا یا ایهاالساقی برون ازجرگه ی دلهاشتابان ده می باقی فرو افتاده محملهاازآن می ده که جانم را زتن بالا برد آنیبشویاند درونم را ازاین زنگار باطلهافجور و فسق و زشتی را براند از دلم بیرونفلاح وخوب و زیبا را کند در عمر حاصلها بپوشاند عیوبم را بپوساند گناهم رارها سازد درونم را زخوی خبث کاهلهابه گوش من بخواند دم به دم غافل مشو از دل به نفس من قبولاند روی منزل به منزلهابه وجد آرد نهانم را زعمرم پرده برداردوجودم را به پرواز آورد بربام باطنهابه شکر آرد زبانم را مداوم بر کشم هو هوبه راه مستقیم آرد ازاین بیراهه سابلها برچسبها: غزلیات فرامرز
+ نوشته شده در چهارشنبه ۶ اردیبهشت ۱۴۰۲ساعت 10:49  توسط فرامرز عبداله پور
|
برچسب:
نویسنده: پارسا میرزایی
تاريخ: يکشنبه
15 مرداد
1402 ساعت: 17:02